الفيض الكاشاني
198
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
كنار يكديگر قرار دارند . كسى كه داراى خردى باز دارنده از شهوتها نيست داراى ديدهاى كه بتواند شبهات را نقد و بررسى كند نخواهد بود . از اين رو پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « كسى كه گناهى مىكند عقلى از او جدا مىشود كه هرگز به دو باز نمىگردد « 1 » . » اينك عقل ضعيفى كه آدمى از آن برخوردار است چقدر است تا آدمى با ارتكاب گناه نسبت به محو و نابودى آن اقدام كند . شناخت آفات اعمال نيز در اين روزگاران متروك شده است ، چه همهء مردم از اين دانشها دورى جسته و به وساطت در مخاصماتى كه ميان خلق بر اثر متابعت از شهوات بر مىخيزد مشغول شده و آن را « فقه » ناميدهاند ، و علمى را كه مبتنى بر فقه و فهم دين است از جرگهء علوم خارج كرده و آن را به فقه دنيا منحصر ساختهاند ، در حالى كه مقصود از فقه دنيا دفع مشغلههاى دل است تا براى فقه دين فارغ و آماده گردد ، و از همين راه است كه اين فقه به فقه دين مربوط مىشود . در خبر آمده است : « شما امروز در زمانى هستيد كه شتاب كننده در آن بهترين شماست ، و به زودى روزگارى فرا مىرسد كه درنگ كننده در آن بهترين شما باشد « 2 » » ؛ پس كسى كه در برابر شبهات توقف نمىكند پيرو هواى نفس و فريفتهء رأى خويش است و از جمله كسانى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء آنها فرموده است : « هرگاه بخلى ديدى كه فرمانبردارى مىشود ، و هوسى كه پيروى مىگردد و هر صاحب رأيى رأى خود را مىپسندد بر تو است كه ملازم خاصّ خويش باشى « 3 » » ؛ و هر كس بدون تحقيق و بررسى مرتكب عملى شبههناك شود با گفتار خداوند مخالفت كرده كه فرموده است : وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ « 4 » ، و همچنين خلاف قول پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله كه : « از گمان بپرهيزيد كه گمان دروغترين گفتار است « 5 » » ، و مقصود آن حضرت گمان فاقد دليل است ، چنان كه برخى عوام در مشكلى كه براى آنها پيش مىآيد از دل خود نظر خواهى كرده و از گمان خويش پيروى مىكنند . به سبب دشوارى اين امر و اهميت آن دعاى بعضى از صحابه اين بود كه : بار خدايا ! حق را حق به من بنماى ، و پيروى آن را روزيم گردان و باطل را باطل به من نشان ده و دورى از آن را روزيم فرما و آن را بر من مشتبه قرار مده تا از هواى خود پيروى كنم . عيسى عليه السّلام فرموده است : « امور سه گونه
--> ( 1 ) پيش از اين ذكر شده است . ( 2 ) عراقى گفته است : مأخذ آن را نيافتيم . ( 3 ) پيش از اين ذكر شده است . ( 4 ) اسراء / 36 : از آنچه نمىدانى پيروى مكن . ( 5 ) سنن ابو داوود ، ج 2 ، ص 577 ؛ سنن ترمذى از حديث ابى هريره و پيش از اين ذكر شده است .